بازیگوش

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران


ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان با دگران وای به حال دگران

:) :) :)

پیوندهای روزانه
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲ خرداد ۹۶، ۲۲:۰۷ - قالب رضا
    :)
  • ۲۳ دی ۹۵، ۲۰:۳۲ - پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
    چه با حال
  • ۱ تیر ۹۵، ۱۰:۳۶ - leilaaaaaaaaa mohammadi
    like

۲ مطلب با موضوع «داستانک» ثبت شده است

یک داستان شش کلمه ای از آلستر دانیل به نام "اندوه"

که بهترین داستان خیلی کوتاه جهان شده است:

هیچ حواسم نبود

دو فنجان ریختم...

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ آذر ۹۴ ، ۱۳:۱۳
بازیگوش :)

                                                                                یا مجیب الدعوات

روزی روزگاری همه ی دانشمندان مردند و وارد بهشت شدند. آنها تصمیم گرفتند که باهم قایم موشک بازی کنند.


انیشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت. او باید تا 100 می شمرد و سپس شروع به جستجو می کرد.

همه پنهان شدند جز نیوتن.

نیوتن فقط یک مربع خط کشی کرد و درون آن ایستاد. دقیقا در مقابل انیشتین که می شمرد98،99،100.

انیشتین چشمهایش را باز کرد و دید نیوتن در مقابلش ایستاده است.

انیشتین فریاد زد،

نیوتن بیرون (سُک سُک) نیوتن بیرون(سُک سُک)


نیوتن با خونسردی تکذیب کرد و گفت:

من بیرون نیستم. اصلا من نیوتن نیستم…!

تمامی اند یشمندان از مخفیگاهشان بیرون آمدند تا ببینند او چطور می خواهد ثابت کند که نیوتن نیست…!

نیوتن ادامه داد که من در یک متر مربع به مساحت یک متر ایستاده ام،
که مرا نیوتن بر متر مربع می کند… و از آنجایی که نیوتن بر متر مربع برابر یک پاسکال است… بنابراین من پاسکالم، پس پاسکال باید بیرون برود…!

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۴ ، ۰۰:۳۱
بازیگوش :)