بازیگوش

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران


ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی

تو بمان با دگران وای به حال دگران

:) :) :)

پیوندهای روزانه
آخرین مطالب
آخرین نظرات
  • ۲ خرداد ۹۶، ۲۲:۰۷ - قالب رضا
    :)
  • ۲۳ دی ۹۵، ۲۰:۳۲ - پرستو ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
    چه با حال
  • ۱ تیر ۹۵، ۱۰:۳۶ - leilaaaaaaaaa mohammadi
    like

قربانی...

سه شنبه, ۳ آذر ۱۳۹۴، ۰۹:۲۱ ب.ظ

هرچه کردم به خودم کردم و وجدان خودم
پسر نوحم و قربانی طوفان خودم
تک و تنهاتر از آنم که به دادم برسند
آنچنانم که شدم دست به دامان خودم
موی تو ریخته بر شانه تو اما من
شانه ام ریخته بر موی پریشان خودم
از بهشتی که تو گفتی خبری نیست که نیس
میروم سر بگذارم به بیابان خودم
آسمان سرد و هوا سرد و زمین سردتر است
اخوانم که رسیدم به زمستان خودم
تو گرفتار خودت هستی و ازادی هات
من گرفتار خودم هستم و زندان خودم
شب میلاد من بی کس و کار است ولی
باید امشب بروم شام غریبان خودم

:)

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۰۳
بازیگوش :)

نظرات  (۱)

شرط اول بهشت ازادی از زندان خود است:)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">